تبليغاتX
از روزگارِ رفته حکایت...

از روزگارِ رفته حکایت...

در اين غيبت يك ماهه من گويا اوضاع چندان آرام نبوده است.اين مردك جزايري و آن داستان امضاهاي براي جنبش ناميدن يك بي جنبشي و عوالم يوتوپيك جاي سخن فراوان دارد.اما من چون تازه از سفر آمده ام و دوباره بعد از تعطيلات بايد بروم حرفي نمي زنم چون حالش را ندارم!!اين را نوشتم تا رفقا بدانند كه من تهرانم و زنده و سرحال.همين .سال نو مبارك!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 9:55  توسط سجاد نوروزی