تبليغاتX
از روزگارِ رفته حکایت...

از روزگارِ رفته حکایت...

 
بيش از يك قرن و نيم است كه شيعيان دهه محرم را به مثابه يك ميراث فكري و عملي گرامي‌ مي‌دارند. دهه‌اي كه اگر چه حزن‌آور است، اما «شعف مجاهدت» راه خدا و خلق را موجب مي‌شود و مباني هويتي تشيع را سامان مي‌بخشد.

حضرت حسين (ع) خود در شرح چيستي ماهيت قيام خود فرمود: «من براي اصلاح امت جدم به مجاهده برخاستم». حضرت (ع)، مفسده‌هايي را نه فقط در حكومت، بلكه در متن جامعه آن روزگار مشاهده كرد، كه اصلاح آن جز با يك انقلاب خونين و اثرگذار ممكن نبود.

اين «اصلاح‌طلبي انقلابي» نه فقط يك حادثه تاريخي صرف يا جان باختن يكي از اولياالله، بلكه يك «مكتب» است كه مسئوليت هر مسلمان در رابطه با جامعه‌اش را گوشزد مي‌كند. في‌الواقع مكتب عاشورا كه اصل اساسي آن، عدول از بيعت با ظالم است، «جهاد» را به عنوان راه‌حل بنيادين ريشه‌كني مظالم سياسي و نفي روندهاي شرك‌آميز و مرتجعانه‌اي معرفي مي‌كند.

اين امر گاه در حديث مشهور نبوي «افضل‌الجهاد كلمه حق عند امام جائر» رخ مي‌نماياند و گاه در قيام عملي عاشورا. بر همين روال منسجم عقيده و عمل اسلامي است، كه قيام عاشورا به عنوان مكمل رسالت نبوي نمود مي‌يابد. آنچه كه در دشت كربلا رخ داد تقابل ديرينه توحيد و شرك بود، با اين تفاوت كه اين بار شرك همانند بدر و احد خود را ضداسلام نمي‌خواند، بلكه با رخنه در جامعه اسلامي، «امام جائر» خود را، «خليفه خدا» معرفي كرد. با چنان مفسده‌اي است  كه حسين (ع) بر آن شد تا رسالت نياي خود را در وجه و طريقه ديگري استمرار دهد، كه «ان‌الله شاءان يراك قتيلا».

شهادت...

مصداق عبارت جليله «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» بر چه چيزي دلالت دارد؟ عاشورا و كربلا اگر به يك حادثه صرف تاريخي تقليل يابد (آن چنان كه عرفي‌انديشان مي‌خواهند) و اگر به سطح عزاداري بدون معرفت ديني تام در يك وجه زماني مشخص كاهش يابد (آنچنان كه برخي از سنت‌مداران تبليغ مي‌كنند) در واقع پيام بنيادين حضرت حسين مغفول واقع شده است و باز هم همدستي جور و جهل فاجعه‌اي دگر مي‌آفريند.

عاشورا نهضتي مداوم است. اگر شيعه را نه يك قرائت خاص بلكه «قلب اسلام» بدانيم، آنگاه با يك «رسالت تاريخي» مواجهيم كه عدول كردن از آن‌، رسم شيعه بودن را به جاي نمي‌آورد.

شگفتا، جهاد ضدسكون و ضد تخدير حسين را برخي به ابزار سكون و درجازدن تبديل كرده‌اند و اگر هم علماي دين به آنها انذار مي‌دهند، جوابشان 50 سال است كه تغيير نكرده است، چرا كه هنوز به درك فلسفه ذاتي جهاد نائل نشده‌اند.

«حسين يك درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت جهاد كردند، اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران و نمازگزاران تاريخ و مومنان به سنت ابراهيم بياموزد كه اگر «امامت» نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين نباشد و اگر «يزيد» باشد، چرخيدن‌ها بر گرد خانه خدا، با خانه بت مساوي است.»

اينچنين، شهادت، خود افشاكننده آن ماهيت واپس‌گرايانه‌اي است كه «لُبِسَ الاسلام لُبس الفر و مقلوباً» را نمود مي‌دهد و پروسه بسط «جامعه اسلامي» را به مخاطره مي‌افكند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 13:37  توسط سجاد نوروزی  |