تبليغاتX
از روزگارِ رفته حکایت...

از روزگارِ رفته حکایت...

۱-به زعم لوكاچ؛ مانع راستين توليد سرمايه‌داري خود سرمايه است.يعني «محدوديت عيني توليد سرمايه‌داري بدل به محدوديت آگاهي طبقاتي بورژوازي مي‌شود،پس «آگاهي طبقاتي بورژوازي (آگاهي دروغين) به آگاهي اقتصادي متصل است»
2ـ مانع راستين توليد سرمايه‌داري فقدان پذيرش روند‌هاي دموكراتيك است.توليد سرمايه‌داري آنگاه متوقف مي‌شود كه سرمايه‌دار «موكرات» نباشد. بدين ترتيب توليد سرمايه‌داري صرفا در محدوده تعامل او با ديگر نيروهاي توليدي هم‌سنخ، حيات دارد. اين‌جاست كه محدوديت عيني توليد سرمايه‌داري عيان مي‌شود. اين محدوديت عيني پيش از آنكه بدل به محدوديت آگاهي طبقاتي شود، محدوديت آگاهي فردي را نشان مي‌دهد.چه آنكه آگاهي طبقاتي پورژوازي از پذيرش آزادي سياسي و سيطره نهادهاي مدني منتج گرديده.
3ـ اينكه آگاهي طبقاتي بورژوازي را حاصل آگاهي اقتصادي آن (يك آگاهي دروغين) بدانيم،چيزي جز يك طنز‌پردازي كودكانه نيست. آگاهي اقتصادي پيش‌شرط آگاهي طبقاتي بورژوا نيست بلكه حاصل آن است.آگاهي اقتصادي بدون تكوين يافتن آگاهي طبقاتي، چيزي جز «يك آگاهي دروغين نيست»
هنگامي كه سرمايه‌دار و سرمايه‌داري توانست به درك رهيافت هاي مبتني بر عقلانيت نائل شود،آنگاه توليد سرمايه‌داري فاقد محدوديت عيني خواهد شد.
4- محدوديت عيني بورژوازي هنگامي محقق مي‌شود كه محدوديت ذهني طبقه بورژوا نضج گيرد. محدوديت ذهني، درك روابط اقتصادي در محدوده «مي‌سازم و مي‌فروشم» است. هنگام كه طبقه بورژوا فراموش كند به چه دليل مي‌تواند بسازد و در چه فضايي مي‌تواند بفروشد، روز مرگ سرمايه است. ايدئولوژي بورژوازي زمينه توليد سرمايه‌داري را فراهم مي‌كند نه توليد سرمايه‌داري، ايدئولوژي بورژوازي را. تا بستر ايدئولوژيك توليد فراهم نشود، توليد، توليد مبتني بر درك جامعه نخواهد بود، و توليدي كه مبتني بر درك جامعه نباشد استثمار محض است. راسخ‌ترين دشمن استثمار، ليبراليسم دموكراتيك است.(نه انگاره كلاسيك آن)
5- لوكاچ اشتباه مي‌كند، سرمايه هيچ‌گاه در ذات خويش مانع هيچ چيز نبوده چه رسد به سرمايه‌داري همسان انگاشتن سرمايه با كمپرادوريسم، اشتباه مصطلحي است كه نتايج مفتضحي را به بار مي‌آورد. بورژوازي كمپرادور، بورژوازي لمپنان است. كساني كه صلاحيت حضور در عرصه توليد آزاد را به علت ماهيت غيردموكراتيك خود نيافته‌اند، براي ضربه به توليد آزاد، مكارانه از آزادي نشات گرفته از ايدئولوژي ليبراليسم دموكراتيك استفاده مي‌كنند تا توليد آزاد نابود شود.
6- لوكاچ مفهوم «آگاهي اقتصادي» برابر توصيف كيف پر از اسكناس به كار برده است!! آگاهي اقتصادي مقوله‌اي نيست كه با جيب پر بوجود آيد و با جيب خالي محو گردد. آگاهي اقتصادي آن نوع از آگاهي است كه مبين درك واقعيات جامعه و پذيرش ملزومات دموكراتيك روند توليد آزاد باشد.پس هنگامي كه روند توليد بر بنيان‌هاي جامعه استوار گردد، توليد توليد جامعه است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 18:18  توسط سجاد نوروزی  |